محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
27
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
خود را صحيح ناميده ؛ با آنكه اكثر رواتش از خوارج بودهاند ، در جواب گفته كه : اگرچه خوارج بودهاند اما مىدانم كه دروغ نگفتهاند « 1 » .
--> ( 1 ) تحفة الاخيار : 338 . اى كاش بخارى فقط از خوارج ونواصب حديث نقل مىكرد و به بزرگان از اهل بيت عليهم السلام جسارت نمىنمود ولى متأسّفانه بخارى از « عمران بن حطّان » - كه براى رضايت زن ملعونهاش به مذهب خوارج گرويده ؛ - روايت نقل كرده است ، تهذيب التهذيب : 8 / 127 و 128 واو همان است كه در مدح ابن ملجم اشقى الاشقياء اين اشعار بسيار زشت را سروده است : يا ضربة من تقي ما أراد بها * إلّا ليبلغ من ذي العرش رضواناً إني لاذكره لوما فاحسبه * اوفي البريّة عنداللَّه ميزاناً الاصابة : 3 / 179 وكتب ديگر ، يعنى : چه زيبا بود آن ضربهاى از شخصى متقى ، بر فرق على فرود آمد ، كه هدف آن رسيدن به رضاى الهى بود ، هرگاه آن روز را به ياد مىآورم . چنين مىپندارم كه با اين عمل كفّهء ميزان اعمالش ، از اعمال نيك تمام جهانيان ، سنگينتر مىباشد ، ولى به اعتراف مزّى در تهذيب الكمال : 5 / 74 ، وابن حجر در تهذيب التهذيب : 8 / 103 وبزرگان ديگر از اهل سنّت در صحيح بخارى حتّى يك روايت از جعفر بن محمّد ( امام صادق عليه السلام ) به چشم نمىخورد ! ! براى توضيح بيشتر مراجعه شود به « سيرى در صحيحين : 1 / 84 و 85 و 89 - 91 وكتب ديگر . اى كاش اين فاجعه به همينجا ختم مىشد ، ولى متأسّفانه اين روش بخارى پايه و سنگ بناى رجال اهل تسنن قرار گرفته تا آنجا كه دشمنى با اميرالمؤمنين عليه السلام جزء ارزشها ، ودوستى با اميرالمؤمنين عليه السلام از گناهان نابخشودنى به حساب آمد . ابن حجر عسقلانى در تهذيب التهذيب : 8 / 458 در شرح حال « لمازة بن زبار ازدى مىنويسد : « اين برايم مشكل وسنگين بود كه مىديدم علماى ما غالباً ناصبىها ودشمنان اميرالمؤمنين عليه السلام را موثّق و مورد اطمينان ؛ ولى شيعيان را مطلقاً بىارزش و غير موثّق معرفى مىكردند ؛ با اينكه دربارهء على عليه السلام روايت داريم : ( لا يحبه إلّامؤمن ولا يبغضه إلّامنافق » يعنى فقط مؤمنان به على محبت دارند و غير از منافقين كسى با آن حضرت دشمن نيستند ، سپس بر من روشن شد كه حق با علماى ماست - سپس با فلسفهبافيهاى بىجا به اين جا مىرسد - : ( وأيضاً فأكثر من يوصف بالنصب يكون مشهوراً بصدق اللهجة والتمسّك بامور الديانة بخلاف من يوصف بالرفض فإنّ غالبهم كاذب ولا يتورّع في الأخبار . . . ) يعنى أكثرُ ناصبيها راستگو ومتدينند ، اما بيشتر رافضىها « شيعيان » دروغگو مىباشند . خوانندگان عزيز شما قضاوت كنيد آيا معنى اين حرف آن نيست كه پيغمبر - العياذ باللَّه - اشتباه كرده كه دشمنان على بن ابي طالب عليه السلام را منافق معرفى كرده است ؟ براى توضيح بيشتر مراجعه شود به كتاب « كاوشهاى علمى » صفحهء 334 كه رد سخن ابن حجر نوشته است